
نودودومی | یلداشبی
یلدای تو مبارک عاطفهی من. یلدای تو مبارک «دو زن» امروز از مجموعه داستانهای کوتاه مهشید امیرشاهی داستان

یلدای تو مبارک عاطفهی من. یلدای تو مبارک «دو زن» امروز از مجموعه داستانهای کوتاه مهشید امیرشاهی داستان

امروز چه خبر؟ امروز را پر از احساساتِ خوبم. احساساتی شاید تحتتاثیرِ دیروز. اثرِ مثبتِ سفیدیِ «خانه روانپویشی» و مصاحبه

غایب. غایب. غایب. دیروز را غایب بود. روزِ دیروز و پستِ دیروز و حداقلهایِ روز دیروز غایب بود. باید دیروز

در حالی که انسانهایِ عادی صبح از خواب بیدار میشوند و یکهو کاری غیرمنتظره انجام میدهند، من شبها قبل از

ای ارواحی که هرروز به سایت من سرمیزنید و در حالِ کم شدن هستید، فکر کردید برای امروز این چالش

اعلام شکستِ اول؟ نه. دیروز با دوستی حرف میزدم که گفت چالشی که برای صد روز انتخاب کردهام سنگین و

این اولین چالشِ زندگیِ من است که قصدِ جدی برایِ حتمن، به سرانجام رساندنش، دارم. قبلن هم به چالشهایی ورود

امروز روزِ سومی بود که باید حداقل را حفظ میکردم. الان ساعت 22:35 است. امروزم را بد شروع کردم. افتضاح.

از روزِ نودونهم سلام. نمیدانم دقیقن از چی باید بنویسم. تنها چیزی که میدانم این است که باید بنویسم. حداقل

حداقل صد روز چند کار را حتمن انجام بده. حداقل صد روز فقط و فقط یک کار را. اگر قرار
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی