آزادانه

من و ماکت‌سازی

روز از نو، روزی از نو. صفحه سفید، ذهن حریص. خودم را در صفحه‌های سفید پرت می‌کنم. بی هیچ موضوع

» ادامه

کـــانکا

آهنگ را پخش می‌کنم. دستانم را به بالا پرت می‌کنم تا آستین کت کمی پایین بیاید. چاپستیکِ استیل را برمی‌دارم

» ادامه

دیوانه‌وارانه

  متکایی بزرگ و پهن. کمر از بالای گودی رهاشده روی آن. سر از تاج چسبیده به زمین. از بالای

» ادامه

راه‌پیما

اگر کسی در جهان باشد که از هیچ‌کاره بودن خوشش بیاید چی؟ اگر در این جهان کسی از انجام دادن

» ادامه