انسان سالم
بعد از یک سال و سه ماه، هر هفته درمان و تراپی داشتن امشب، ساعت از دو و نیمِ نیمهشب
بعد از یک سال و سه ماه، هر هفته درمان و تراپی داشتن امشب، ساعت از دو و نیمِ نیمهشب

دوشنبه ساعت 21:30 شب. جلسهی دوم «حرکت توسعهی فردی». استاد پرسشنامهای را میخوانند. صفحهام پر میشود از «جیم»هایی یک شکل
میتوانم با اطمینان بگویم در هیچکدام از خاطراتِ گذشتهام احساساتِ خوش و خوبِ برجستهای به یاد ندارم. هر چندوقت یکبار

نوشتن با چه چیزی شروع میشود؟ سه چیز به ذهنم رسید. قلم. خیال. گره. قلم دست بگیری و شروع کنی.

مصاحبه با خانم «زهرا ملاعلی»، روان درمانگر بزرگسال سهشنبه 28 / آذر / 1402 سالنی کوچک با سرامیکهایِ سفید و

تیغ به گلویم کشید. برید. با مکثی یک ثانیهای خون از چشمانم جاری شد. نصف زمان مشاوره گذشته بود. بیش

از روزِ نودونهم سلام. نمیدانم دقیقن از چی باید بنویسم. تنها چیزی که میدانم این است که باید بنویسم. حداقل

حداقل صد روز چند کار را حتمن انجام بده. حداقل صد روز فقط و فقط یک کار را. اگر قرار

از آن مراقبت کنیم. با او مهربان باشیم. معده را تا خرخره پر نکنیم. عضلات را بدونِ انرژی و ورزش

دلم میخواست بپرسم: «من دیوانهام؟» یا بپرسم:«من از عقل کافی برای زندگیِ عادی برخوردار نیستم؟» یا اینکه بپرسم:«من آدم نرمالی
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی