
مطالعه یا شنا؟
متهعد بودن را شروع کردهام. نه نه، از اول. خودم را از دو طرف با دو حلقه به بند کشیدهام.

متهعد بودن را شروع کردهام. نه نه، از اول. خودم را از دو طرف با دو حلقه به بند کشیدهام.
بیایید کمی باهم دربارهی شبهای روشن داستایوفسکی صحبت کنیم. نگاهی به داستانش بندازیم و نظرهایمان را دربارهی شخصیتهایش بنویسیم و
بعد از یک روزِ طولانیِ کاری با اصرار شرایط را فراهم کردم تا پیادهرویِ طولانیای هم به روزم اضافه کنم.
دختری زیبا و بااستعداد که دربهدر دنبال مردی از دنیای قصهها در دنیای واقعی است. اولین سوالی که به ذهن

«با مژههایم زخمهای تو را جمع کردم و در آغوش کشیدم مردم به گریه افتادند از آتشی که مرا گرفته

کوچکترین عمویم مربی فوتبال بود. نمیدانم به عنوان مربی دقیقن چه کاری انجام میداد. آدم جالبی بود. خیلی کم از
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی