متکایی بزرگ و پهن. کمر از بالای گودی رهاشده روی آن.
سر از تاج چسبیده به زمین. از بالای چشم خیره به دو تخته عکس. عمو و بابا. آینه. خانهای برعکس.
این خان هم رد شد. دندان هم پر شد. تراپی هم با خنده رد شد. خان آخر ولی خود رستم است.
تو رستم نیستی، سهرابی. خان آخرِ تو رستم است.
تو شاهنامه خاندهای؟ رستم و سهراب شنیدهای؟ خیر. تو هیچ نخانده هیچ هم نشنیدهای.
ولی خب.
بی شاهنامه سهراب.
ادای قربانیها را در نیاور لطفن.
نهبابــا.
اتفاقن ادای قلدرها را میروم. یا میآیم؟ میآیم.
اتفاقن… بی نامه زیستن فاجعه است.
از کجا رسیدی به نامه؟ از مغز و کلهی وارانه. وارانه؟ و فدای قافیه شد رفت. اخمخ.
میل به نامه دارم. میل به نامه زده به فرقِ چانه. چانه همقافیه شد با قافیه؟ قافیه؟
چانهها همه فرق دارند؟ فرق ندارند چال دارند. همه دارند؟ تو یهنمه چوله داری.
عقل ولی نداریم داریم؟ منطق نمیگیرد تو میگیری؟ چانه؟ نه، پاچه.
چی مینویسی؟ چیزی برای کانال. اسمش را چی بذاریم؟ چیزی برای کانال؟
دیالوگ از سرورویمان میریزد، از تنهاییست؟ چندان تنها نمیزنی جانم.
نمیزنیم جانم. ولی، هنوز میلرزیم؟
امروز نمیلرزیم جانم.
پس این وضع چیست؟ این متن. جملههای احمقانه.
میبینی؟ چهرا؟ نوک دماغ را. خب؟ زده بیرون از یخ.
میخندد. میخندی؟ رد دادی جانِدلدار.
اخمخ. منجمد امروز اندکی بیدار است.
با سری وارونه. زل زده به تختهعکسها. عموتقی و بابا.
پهلو باز و براق رو به خنجر رستمه. رستم؟ رستمه. ههِی عه؟ ههی فریده.
زلزده به ریزکورسویِ امیدها. امیدِ آقاها؟امیدِ موها. بافتها. خداها.
کلن رد دادی تمام شدی عاطی.
کلن رد دادی تمام شدی عاطی.
جملهی مرا تکرار نکن.
جملهی اینرا تکرار نکن.
اخمخِ شلمغز.
از یخ دماغآویزان.
نمیفهممت.
فهمیدنت را نمیپذیرد.
چرند به هم نباف.
واقعیت را نکوب.
کی گفته واقعیت باید کوبیده شود؟ حتمن؟
کی گفته سیلی به نفع باشد باید تحمل شود؟ گورِ بابایِ نفعت.
سیلی حتا به دردش چَک است.
بینِ چَک و سیلی فرق است؟
فرقِ سر یا چانه؟
فرق تفاوت، دیوانه.
برو قهوهات را بخور.
بگو باز هم دیوانه.
دیوانه.
دیوانه.
دیوانه؟
دیوانه.
وارونه شدی شدی دیوانه.
دیوانه شدی شدی وارونه.
وارونه دیوانه
دیوانه وارانه
#لحظه_نگاری
#با_نوشتن_بگو
۰۶
۱۲
۰۳