توسعه فردی

کـــانکا

آهنگ را پخش می‌کنم. دستانم را به بالا پرت می‌کنم تا آستین کت کمی پایین بیاید. چاپستیکِ استیل را برمی‌دارم

» ادامه
مطالعه، لذتی که تا به لذت برسد قورچت را در می‌آورد

مطالعه یا شنا؟

متهعد بودن را شروع کرده‌ام. نه نه، از اول. خودم را از دو طرف با دو حلقه به بند کشیده‌ام.

» ادامه
یک دو سه، حرکت. ببینیم با این چالش چه می‌کنی

ناظر باش

«تا حالا تو چالشی شرکت کردی؟» «آره یه چندتایی.» «چندتاشونو با موفقیت به پایان رسوندی؟» «فقط یکی. یه چله‌ی زیارت

» ادامه

جنگ‌زده‌ام

«تو آزادنویسیم چهارپنج خط پشت هم و تودرتو نوشتم باورش‌کردی‌باورش‌کردی‌باورش‌کردی‌باورش‌کردی‌باورش‌کردی‌باورش‌کردی. و بعد از چهارپنج خط نوشتم اونم باور کرده بودی.»

» ادامه

انسان سالم

بعد از یک سال و سه ماه، هر هفته درمان و تراپی داشتن امشب، ساعت از دو و نیمِ نیمه‌شب

» ادامه