دلش میخواهد او را بزند. بکشد. خورد کند. ولی نمیتواند. کسی که حرفهایش مثل پونسهای کوچک به مغز او فرو
معدهام کمی درد میکند. نفسهایم تنگ و باریک و کشیدهاند. مطمعنن بلافاصله بعد از اینکه احساس خوشحالی کنی تخریبگری وارد
حرفهای زیادی برای گفتن به تو دارم. گفتن در اینجا. ولی نمیدانم چرا این روزها مهر سکوت بر زبانم خورده
من. من معمولان روابط عمیق زیادی ندارم. نداشتم. تعداد انگشتشماری انسان در جهان وجود دارند که خود واقعیام را به
نماز عشا را خواندهام. تازه دو ساعت بعد از افطار بدنم به حالت نرمال برمیگردد. این یعنی روزه به من
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی