آزادانه

اتاق او

خارج از چهارچوب در می‌ایستد. شانه‌ی چپش را به چهارچوب تکیه می‌دهد. او به اتاق نگاه می‌کند. من به او

» ادامه

جان دلم

جان دلم تو هیچ ایده‌ای نداری که چقدر برایم مهم و عزیزی. ایده‌ی من هم از اینی که دیدم فرسنگ‌ها

» ادامه

شب قدر

این روزها موضوعات زیادی برای پست‌های سایت به ذهنم می‌رسد ولی سعی می‌کنم طبق اصولی پیش بروم. چیزی را که

» ادامه

من و مد

مد و من. من و مد. عجق. عجب؟ عجب؟ ماجرای من و مد به فرارم از نوشتن برمی‌گردد. مادر من

» ادامه

قد کشیدن درد دارد

معده‌ام کمی درد می‌کند. نفس‌هایم تنگ و باریک و کشیده‌اند. مطمعنن بلافاصله بعد از اینکه احساس خوشحالی کنی تخریبگری وارد

» ادامه

بی‌خوابی

بی‌خواب می‌شوم. امشب شبِ یک‌شنبه پنجم فروردین و صبح دوشنبه ششم است. بی‌خواب می‌شوم. همه بیرون بودند. یک ربع به

» ادامه

رابطه چیست؟

من. من معمولان روابط عمیق زیادی ندارم. نداشتم. تعداد انگشت‌شماری انسان در جهان وجود دارند که خود واقعی‌ام را به

» ادامه

در نهایت عشق چیست؟

نماز عشا را خوانده‌ام. تازه دو ساعت بعد از افطار بدنم به حالت نرمال برمی‌گردد. این یعنی روزه به من

» ادامه