آزادانه

اگر می‌توانستم؟

اگر می‌توانستم؟ اگر می‌توانستم، گونی‌ای کنفی می‌بافتم. جادویی. در جیبِ شلوارِ ارتشی و بزرگم می‌چپاندمش. آرام آرام به کوچه‌تان می‌آمدم.

» ادامه

عاشق بودن یا نبودن؟

«عاشق بودن یا نبودن؟» «بودن» «عاشق بودن یا نبودن؟» «بودن» «عاشق بودن یا نبودن؟» «بودن» دستِ راستش را رویِ میزِ

» ادامه

نامه‌ای به غم

  غم. اعتراف کن تو هم از دست من خسته‌ای. اعتراف کن اگر می‌دانستی من چه بدپیله‌ای هستم و مدام

» ادامه

تریبونی جدید

یک‌دوسه. یک‌دوسه؟ چک می‌کنیم. این احتمالا تریبونی جدید است. این یادداشت خبر از این می‌دهد که من از این لحظه

» ادامه

کاش بمیری/:

چشمانم می‌سوزند. نه برایِ زیاد کردنِ پیازداغ یا توضیح و تفسیر یا آمیختنِ تخیل به متن؛ واقعا می‌سوزند. یا اعصابم

» ادامه