اگر فقط سه تا بغل برات مونده بود اونا رو تقدیم کیا میکردی؟
اگر فقط سه آغوش برایت مانده باشد، این سه آغوش را به چه کسی تقدیم میکنی؟ اولین سوالی که از
اگر فقط سه آغوش برایت مانده باشد، این سه آغوش را به چه کسی تقدیم میکنی؟ اولین سوالی که از
در اینستاگرام پستی دیدم. میگفت در زندگی چهار چیز انسان را متحول میکند. عشق، موسیقی، نقاشی و از دست دادنِ
من، تو را دوست دارم. این هیچ انکار و گریزی ندارد. مطمعنم که دوستت دارم. چه دوست داشتنی؟ دوست داشتنی

میخواهم دربارهیِ خیانت بنویسم؟ اصلا. این موضوع موضعی است که من آن را به ماهها یا سالها بعد محول کردهام.

نوشتن؟ نویسنده شدن. واضحترین تصویری که از کلاسهایِ نویسندگی به یاد دارم دختری است که در کتابخانهای، پشتِ میزی سفید

شقیقههایم، استخوانهایی بینِ شقیقهها تا بالایِ سر که محلِ رویش مو هستند، استخوانی که از کنارِ گوش تا چانه کشیده
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی