وبلاگ

قد کشیدن درد دارد

معده‌ام کمی درد می‌کند. نفس‌هایم تنگ و باریک و کشیده‌اند. مطمعنن بلافاصله بعد از اینکه احساس خوشحالی کنی تخریبگری وارد

» ادامه

بی‌خوابی

بی‌خواب می‌شوم. امشب شبِ یک‌شنبه پنجم فروردین و صبح دوشنبه ششم است. بی‌خواب می‌شوم. همه بیرون بودند. یک ربع به

» ادامه

رابطه چیست؟

من. من معمولان روابط عمیق زیادی ندارم. نداشتم. تعداد انگشت‌شماری انسان در جهان وجود دارند که خود واقعی‌ام را به

» ادامه

در نهایت عشق چیست؟

نماز عشا را خوانده‌ام. تازه دو ساعت بعد از افطار بدنم به حالت نرمال برمی‌گردد. این یعنی روزه به من

» ادامه

نامه به 1402

نامه‌ای به 402ی عزیزم. ای 402ی لعنتی. امروز 29/اسفند توست. و تو را نمی‌توان ثبت نکرده رها کرد. در پکیج

» ادامه

عاطفه ی من

عاطفه‌ی من. عاطفه‌ی من؟ عاطفه‌ی من. در آزادنویسی بارها تکرار می‌شود. امروز باز هم طبق معمول نه تمایلی به خواب

» ادامه

تو

این‌بار بدون نوشتن عنوان شروع به نوشتن می‌کنم. به پوشه‌ی ازادنویسی رفته بودم. دلم می‌خواهد بنویسم. فقط بنویسم. بی هیچ

» ادامه

کلبه‌ی امن

در خانه‌ی مهدیس نشسته‌ام. پشت میز ناهارخوری رو به در بالکنش. همه‌ی پنجره و درها یا با پرده پوشیده شده‌اند

» ادامه