
آدمهایی که درکشان سخت است بروند بمیرند. درک من برای اطرافیانم سخت است. آدمهایی که درکشان سخت است بروند بمیرند؟

وقتی در عنوان نوشتم شغلم احساس غرور کردم. حس کردم که پشتِ شانههایم بالا کشیده شدهاند. بگذریم. میخواهم تصویرسازی کنم.

به نام خدا 1401/01/29 ساعت: ۴:۳۱ این صفحهی مهمیست. باید به یادگاری بماند. نیم ساعتی از اذان صبح گذشته است
به قربانِ رگهایِ سفیدیِ چشمت شوم یا بیمزهبازیست؟ از رگهایِ متورم چشمت خواندم که دلتنگم شدهای. رو کن خودت را،
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی