
میانگرا بودن
دوشنبه ساعت 21:30 شب. جلسهی دوم «حرکت توسعهی فردی». استاد پرسشنامهای را میخوانند. صفحهام پر میشود از «جیم»هایی یک شکل

دوشنبه ساعت 21:30 شب. جلسهی دوم «حرکت توسعهی فردی». استاد پرسشنامهای را میخوانند. صفحهام پر میشود از «جیم»هایی یک شکل
میتوانم با اطمینان بگویم در هیچکدام از خاطراتِ گذشتهام احساساتِ خوش و خوبِ برجستهای به یاد ندارم. هر چندوقت یکبار

نوشتن با چه چیزی شروع میشود؟ سه چیز به ذهنم رسید. قلم. خیال. گره. قلم دست بگیری و شروع کنی.

یلدای تو مبارک عاطفهی من. یلدای تو مبارک «دو زن» امروز از مجموعه داستانهای کوتاه مهشید امیرشاهی داستان

امروز چه خبر؟ امروز را پر از احساساتِ خوبم. احساساتی شاید تحتتاثیرِ دیروز. اثرِ مثبتِ سفیدیِ «خانه روانپویشی» و مصاحبه

مصاحبه با خانم «زهرا ملاعلی»، روان درمانگر بزرگسال سهشنبه 28 / آذر / 1402 سالنی کوچک با سرامیکهایِ سفید و

غایب. غایب. غایب. دیروز را غایب بود. روزِ دیروز و پستِ دیروز و حداقلهایِ روز دیروز غایب بود. باید دیروز

در حالی که انسانهایِ عادی صبح از خواب بیدار میشوند و یکهو کاری غیرمنتظره انجام میدهند، من شبها قبل از

تیغ به گلویم کشید. برید. با مکثی یک ثانیهای خون از چشمانم جاری شد. نصف زمان مشاوره گذشته بود. بیش

ای ارواحی که هرروز به سایت من سرمیزنید و در حالِ کم شدن هستید، فکر کردید برای امروز این چالش
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی