
انقباضِ استخوانی
شقیقههایم، استخوانهایی بینِ شقیقهها تا بالایِ سر که محلِ رویش مو هستند، استخوانی که از کنارِ گوش تا چانه کشیده

شقیقههایم، استخوانهایی بینِ شقیقهها تا بالایِ سر که محلِ رویش مو هستند، استخوانی که از کنارِ گوش تا چانه کشیده
جالب است. عاشقی یک رنگ است. یا یک پوسته؟ حالش خوب است. حالش همیشه خوب بوده است. او هیچوقت در

از تاکسی پیاده میشوم. مثلِ همیشه حوصلهیِ این را ندارم که نگهش دارم و پر حرفی کنم که زمانِ بیشتری

دمی عمیق و نگاهی که به کندی این سمت و آن سمت میرود. میدانی از چه صحبت میکنم؟ از تنهایی

بلد نیستم دلتنگ باشم و نگویم. یادم نده. دلتنگتم، پیامی بده. دمی سنگین میکشم. قفسهیِ سینهام سنگین و منقبض است.

لعنتی خواب پنجهاش را پسِ سرم گذاشته است و میخواهد سرم را به بالش بکوبد. کولرگازی را خاموش کردهام. تابستان

دمی سنگین میکشم. دوباره جملاتش را تکرار میکند. «بهترین زمان برایِ دریافتِ دعایِ نامیرایی بیست تا سی سالگیه. باید یه

زنها وقتی حامله میشوند، و انسانهایی که بخشِ زیادی از زندگیِ خود را باردارند بدونِ اینکه فرزندی در بدنِ خود
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی