
گپ زدنِ رفیقان
بحثِ فلسفیِ من با الهه. با الهه صحبت میکردم. از کسی که این روزها اذیتش میکند گله میکرد. مجبور به

بحثِ فلسفیِ من با الهه. با الهه صحبت میکردم. از کسی که این روزها اذیتش میکند گله میکرد. مجبور به
جالب است. عاشقی یک رنگ است. یا یک پوسته؟ حالش خوب است. حالش همیشه خوب بوده است. او هیچوقت در
« حس میکنم وقتی من رو از دور میبینن از من خوششون میاد. وای چه دخترِ زیبایی. چه جالب و

از تاکسی پیاده میشوم. مثلِ همیشه حوصلهیِ این را ندارم که نگهش دارم و پر حرفی کنم که زمانِ بیشتری

انتخاب میکنم که آهنگی که با آن مینویسم آرام باشد. از نوشتن با آهنگِ شوگا خستهام. زیادی برایم تاثیرگذار است.

پرتکرارترین عنوانِ این روزها. آدمهایِ سمیِ زندگی. دوستهایِ سمی. روابطِ سمی. سمی. سمی. سمی. سمی. به نظرم انسانها را میتوان

دمی عمیق و نگاهی که به کندی این سمت و آن سمت میرود. میدانی از چه صحبت میکنم؟ از تنهایی

میآید در یک وجبیِ صورتم مینشیند. سمتِ راستم. وزنش را با پاهایش رویِ پاهایم انداخته است. صورت درهم میکشم. با
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی