وبلاگ

ویارِ سلولی

زن‌ها وقتی حامله می‌شوند، و انسان‌هایی که بخشِ زیادی از زندگیِ خود را باردارند بدونِ اینکه فرزندی در بدنِ خود

» ادامه

پادشاه

با سرعتِ زیادی رانندگی می‌کند. با برف پاک‌کن می‌رود در باکِ بنزینِ ماشین‌ها. به این حجم از تند رفتن عادت

» ادامه

می‌شود

لباسی بلند و صورتی رنگ به همراهِ روسری‌ای صورتی سر می‌کند. آرایشی حداقلی ولی زیبا انجام می‌دهد و حاضر و

» ادامه

وبلاگ سلام

نامه‌ای به وبلاگم: «زیبا سلام، تنها سلام. این مدت خیلی احساسِ تنهایی داشتی؟ درک می‌کنم من هم این روزها خیلی

» ادامه

چرا خودافشایی؟

اکثر مواقع متن‌هایم را برایِ دوستِ نزدیکم، سحر می‌فرستم تا تأییدشان کند. به قدرت خودم در تشخیصِ مجاز بودن نبودنش

» ادامه

خدایا شکرت

به نام خدایی که در عنوان شکرش کردم. دلم می‌خواهد از زندگی‌ام بگویم. خدا کند از زندگی‌ام نگویم. دلم می‌خواهد

» ادامه

سلام

به نام خدا فائزه گفته از حس و حال الآنم بنویسم یادم بمونه. اوکی. این متن رو توی تلگرام نوشتم:

» ادامه

من چقدر تنها هستم؟

من این‌همه تنها هستم؟ من چقدر تنها هستم؟ حرف مشاورم در گوشم می‌پیچد که می‌گوید:« هیچوقت هیچکس پیدا نمی‌شه که

» ادامه

تو

نوشتن از تو، بی‌قرارم می‌کند. حتی اگر یک جمله از تو بنویسم، مثلِ سوراخی که گوشه‌یِ پلاستیکِ پر از آب

» ادامه