
چه کسی میتواند تو را ببیند؟
انسانها موجوداتِ جالب و دیدنیای هستند. و من فکر میکنم همه این را میدانند، ولی انگار همه نمیدانند. شاید باید

انسانها موجوداتِ جالب و دیدنیای هستند. و من فکر میکنم همه این را میدانند، ولی انگار همه نمیدانند. شاید باید

هرگز نتوانستم نگاهِ غمزده و غمگینِ خودم را به درستی ببینم ولی؛ تواستم غم و ترس را در نگاهِ کسی

به یاد میآورم آن روزها را. و حس میکنم این روزها هم شبیه آن روزهاست. دلم میخواهد دستِ همهیِ انسانها

لپ تاپ را باز میکنم و مینشینم. گوشیام شارژ ندارد پس تا جایی که بتوانم واردِ سایت شوم به اینترنتش

لعنتی خواب پنجهاش را پسِ سرم گذاشته است و میخواهد سرم را به بالش بکوبد. کولرگازی را خاموش کردهام. تابستان

دمی سنگین میکشم. دوباره جملاتش را تکرار میکند. «بهترین زمان برایِ دریافتِ دعایِ نامیرایی بیست تا سی سالگیه. باید یه
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی