معدهام کمی درد میکند. نفسهایم تنگ و باریک و کشیدهاند. مطمعنن بلافاصله بعد از اینکه احساس خوشحالی کنی تخریبگری وارد
حرفهای زیادی برای گفتن به تو دارم. گفتن در اینجا. ولی نمیدانم چرا این روزها مهر سکوت بر زبانم خورده
من. من معمولان روابط عمیق زیادی ندارم. نداشتم. تعداد انگشتشماری انسان در جهان وجود دارند که خود واقعیام را به
نماز عشا را خواندهام. تازه دو ساعت بعد از افطار بدنم به حالت نرمال برمیگردد. این یعنی روزه به من
نامهای به 402ی عزیزم. ای 402ی لعنتی. امروز 29/اسفند توست. و تو را نمیتوان ثبت نکرده رها کرد. در پکیج
عاطفهی من. عاطفهی من؟ عاطفهی من. در آزادنویسی بارها تکرار میشود. امروز باز هم طبق معمول نه تمایلی به خواب
احساس تعلق احساس غریبیست. من حس میکنم به نوشتن تعلق دارم. و این حس مرا به اینجا کشانده. همین…
این سایت برای عاطفه عطایی است. ۲۰۲۵-۲۰۲۳ Ⓒ
طراحی و پشتیبانی: دانیال مرادی، سعید قائدی