آخرین مطالب

عاطفه ی من

عاطفه‌ی من. عاطفه‌ی من؟ عاطفه‌ی من. در آزادنویسی بارها تکرار می‌شود. امروز باز هم طبق معمول نه تمایلی به خواب داشتم نه تمایلی به بیداری. بین خواب و بیداری

تو

این‌بار بدون نوشتن عنوان شروع به نوشتن می‌کنم. به پوشه‌ی ازادنویسی رفته بودم. دلم می‌خواهد بنویسم. فقط بنویسم. بی هیچ هدفی. همینطوری. پوچ‌پوچ. امروز را دلم می‌خواهد صبح تا

کلبه‌ی امن

در خانه‌ی مهدیس نشسته‌ام. پشت میز ناهارخوری رو به در بالکنش. همه‌ی پنجره و درها یا با پرده پوشیده شده‌اند یا چسب‌های طرح‌دار. پرده‌ی آشپزخانه‌اش را که باز کردم

فهرست باورهای دگرگون شده‌ی من

باورهای دگرگون شده‌ی من؟ من دربرابر تغییر باور خیلی مقاومم. فکر نمی‌کنم بتوانم لیستی بلندبالا با تغییراتی چشم‌گیر بنویسم. اما به طور کلی، من به «عشق» مثل سابق نگاه

نگاهی متفاوت به شادی

تمرین دوم دوره‌ی دوم سایت نویسنده. نگاهی متفاوت به یک چیز را بررسی کنید و درباره‌ی آن بنویسید. درباره‌ی چه نگاهی بنویسم؟ از دخترخاله‌ام می‌پرسم: «من نسبت به آدم‌های

تـــو

نه یک «تو»ی کوچک. یک «تــو» با دوسه کشیدگی. اسم اینی که حرف را می‌کشد چیست؟ نتوانستم چیزی بنویسم. می‌خواهم از تو بنویسم. فقط از تو. مدام از تو.