فرستنده:
:گیرنده
«نامه برای من هیچ اصول و چهارچوبی ندارد. من با نامه خودی که نمیتوانم خود به آغوش بکشم را به آغوش دیگری پرت میکنم. این عطشِ بیپایان من است. چطور بیصداقت خود را به آغوشی پرت کرد وقتی بیصداقت، نمیتوانی خودت باشی؟»
«نامه برای من هیچ اصول و چهارچوبی ندارد. من با نامه خودی که نمیتوانم خود به آغوش بکشم را به آغوش دیگری پرت میکنم. این عطشِ بیپایان من است. چطور بیصداقت خود را به آغوشی پرت کرد وقتی بیصداقت، نمیتوانی خودت باشی؟»
:گیرنده
فرستنده:
عاطفه عطایی
«سراپا گوش، خیره به زمین برای مجبور نکردنتان، مشتاق شنیدنتانم، نامهای بنویسید.»